كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

730

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ كَذلِكَ و همچنان‌كه بيان كرديم اين كار را و روشن گردانيديم أَنْزَلْناهُ فروفرستاديم قرآن را آياتٍ بَيِّناتٍ آيتهاى روشن در احكام و اخبار تا بر شما هويدا گردد وَ أَنَّ اللَّهَ و براى آنكه خداى تعالى يَهْدِي راه نمايد بدان آيتها يا بر هدايت ثابت دارد مَنْ يُرِيدُ هرك را كه خواهد إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بتحقيق آنان كه گرويدند وَ الَّذِينَ هادُوا و آنان كه يهودى شدند وَ الصَّابِئِينَ و ستاره‌پرستان وَ النَّصارى و ترسايان وَ الْمَجُوسَ و گبران وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا و آنان كه شرك آورده‌اند يعنى عبده اصنام إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ به درستى كه خداى تعالى جدا كند بَيْنَهُمْ ميان ايشان يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز به حكم محكم و قضاى مبرم تا محق از مبطل متميز گردد إِنَّ اللَّهَ بتحقيق كه خداى تعالى عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ بر همه چيزها گواه است و از حال همه آگاه أَ لَمْ تَرَ آيا نمىبينى يعنى نمىدانى أَنَّ اللَّهَ آن را كه خداى تعالى يَسْجُدُ لَهُ سجده مىكند مر او را مَنْ فِي السَّماواتِ هر كه در آسمانهاست ملائكه سجده طوع و باقى سجده تسخير وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ و هر كه در زمينها است از مؤمنان سجده طاعت و ديگران سجود و خضوع و ذلّت وَ الشَّمْسُ و آفتاب بطلوع و غروب وَ الْقَمَرُ و ماه بشروق و افول وَ النُّجُومُ و ستارگان به رفتن و آمدن وَ الْجِبالُ و كوهها بجريان ينابيع و پرورش معادن وَ الشَّجَرُ و درختها به سايه وَ الدَّوَابُّ و چهارپايان بعجائب تركيب وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ و بسيارى از مردمان سجده كنند او را سجده طاعت وَ كَثِيرٌ و بسيارى از ايشان كه ابا كرده‌اند از سجود حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ حكم شده است بر ايشان به عذاب در احقاف آورده كه در حقيقت وضع جبهه بر زمين سجود نيست چه اگر كسى از روى استهزاء پيش كسى پيشانى بر زمين نهد آن را از حساب سجده نمىشمردند بلكه سجده نشان خضوع دل و نهايت تواضع و تضرع و غايت تعظيم و تكريم است و همه ذرات عالم مر خداى را خاضع و خاشعند به دلالت حال كه افصح است از دلالت مقال بيت درنگر تا بينى از عين شهود * جمله ذرات جهان را در سجود اين سجده ششم است باتفاق علماء از سجدات قرآنى و در فتوحات اين را سجده مشاهده و اعتبار گفته و فرمود كه از همه اشيا غير آدميان را تبعيض نكرد پس بنده بايد كه مبادرت نمايد به سجده تا از كثير اوّل باشد كه اهل سجده و اقترابند نه از كثير ثانى كه مستحق عذاب و عقابند وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ و هرك را خوار گرداند خداى تعالى به شقاوت يا اضلال يا خذلان يا دخول در دوزخ فَما لَهُ پس نيست مر او را مِنْ مُكْرِمٍ هيچ گرامىكننده و نوازنده و عزيزسازنده به سعادت يا بهدايت يا توفيق يا وصول به بهشت إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ به درستى كه بكند خداى تعالى آنچه خواهد از اهانت و اكرام آورده‌اند كه . اهل كتاب با زمره اصحاب در مقام مخاصمت آمده گفتند پيغمبر ما مقدّم و دين ما مقدّم است و ما به حقيقت سزاوارتريم از شما مؤمنان جواب دادند كه ما پيغمبر خود و پيغمبر شما را تصديق مىكنيم و بكتاب خود و بكتاب شما ايمان داريم و شما به‌آنكه پيغمبر و كتاب ما را مىشناسيد از روى حسد بدان نمىگرويد پس حق در طرف ما باشد نه در جانب شما حق سبحانه ، آيت فرستاد .